خرید بک لینک

با آنکه یکی از آن هزاران هستم

بر دشت دلت سفیر باران هستم

تن پوش زمستانی خود را بگذار

با من بنشین که از بهاران هستم

#ابراهیم_سحری

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:35 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 2:17

سر گذشتت تلخ و... شیرین شعر توست_مرگ، استدلالِ نامیرایی اَت_خوب می فهمی چه رازی گفته امآفرین ها بر تو و گیرایی اَت عاشقانت را به اشعارت سِپارقلب تو در بطن هاشان می تپدجای تو ، جسم نحیف دشمنتزیر صد مَن خاکِ حسرت می کَپَد خیر چندانی ندیدی در جهاناز وجوبِ عشق و الزامش: هوسهیچ چیزی شاد و آرامت نکردطعم پ

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 2:17

یک بُتکده در برابرت خَم می شد
دنیا به شُنودن تو مُلزم می شد
اغراق نمی کنم علی، مولا جان!
در صورتِ تو خدا مُجسّم می شد

ابراهیم سحری

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:36 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 2:17

با آنکه یکی از آن هزاران هستم

بر دشت دلت سفیر باران هستم

ما را به زمستان شما کاری نیست

منسوج طلاییِ بهاران هستم

#ابراهیم_سحری

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:37 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 0:22

ماهم بشو بیا که فراوان ببوسمت یا آب شو به سمت بیابان ببوسمت بن بست کوچه ها به دلم چنگ می زند ای کاش رو به روی خیابان ببوسمت می ترسم اینکه دیر شود پس بیا که باز فومن وَ یا که جاده سراوان ببوسمت شهریورانه آمده ای مِهر من شوی فرقی نمی کند که به آبان ببوسمت؟!! آری گدای خانه ی تو بوده ام ولی بگذار تا به

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:51

از حسرتِ نانِ شب زمین گیر شدی

تا خِرخِره غصّه خوردی و سیر شدی

با کارگری و روز مُزدی شب و روز

در تاب و تبِ جوانی ات پیر شدی!

#ابراهیم_سحری

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:55 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:36

#برو

با شوق فراوان به سرآغاز برو

هر جور شده به اصل خود باز برو

یک پنجره بازست و هزاران ایده

تردید نکن به سمت پرواز برو

#ابراهیم_سحری

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:57 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:36

هر وقت عقاب غرّه شد باخته است

کرکس به حریم پر زدن تاخته است

برتر نشدی اگر که بالا بپری

از خاکِ زمین خدا تو را ساخته است

#ابراهیم_سحری

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:45 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:36

غم در خوشی ام همیشه با داس رسید

مانند تنی که پای کرباس رسید

بایست تحمّل بکنم تا فردا

چون کَربنِ خالص که به الماس رسید

#ابراهیم_سحری

کرباس : کفن

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:57 توسط ebrahimsahari |

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:36

عقده ات را رنگ کردی می فروشی جای شعرلایق اسکار هستی نُخبه ی پویای شعر!! گفته بودی شهر ما خالی ست از شاعر_عجبهیچ طبعی نیست این جا جامعِ فَحوای شعر! دفتری را عرضه کردی تحتِ عنوان «کتـــــاب»می شود نابوووود با این خَبط تو، فردای شعر دکتر و معمار و بنّا ، شوفر و میوه فروشمی شناسند از تو بهتر، نحوه و اجز

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی